روشهای تدریس کارآمد

  روشهای تدریس کارآمد

  در روشهای تدریس فعال دانشجویان هرگز به صورت انفعالی کسب دانش نمی کنند، بلکه از طریق تعامل با محیط وتجربه دست به خلق چیزهایی می زنند که پیاژه آنها را ساخت ذهنی می نامد . لذا محیط آموزشی باید طوری در نظر گرفته شود که موجب تسهیل این تعامل گردد. محیط آموزشی باید فرصتهایی را برای دانشجویان به منظور کشف راههای کنش متقابل فراهم کند، تا آنها بتوانند دست به تجربه بزنند وتعهدات خود را بیازمایند. بنابر این برای اجرای موثر روشهای فعال و تعاملی ایجاد تغییرات اساسی دربینش و نگرش استادان، مدیران،دانشجویان ،اولیای دانشجویان، محتوای کتابهای درسی و محیط آموزشی لازم وضروری می باشد، که به برخی از این تغییرات اشاره می گردد:

  1 - فضای کلاس در ایجاد جو تعامل بسیار موثر است. فضای کلاس باید به گونه ای طراحی شود که موجب تسهیل تعامل گردد. در کلاسهایی که معمولا صندلی ها یا نیمکتها در یک صف مستقیم و پشت سر هم قرار دارند و دانشجویان قادر به دیدن همکلاسیهای خود نیستند، ایجاد فضای تعامل بسیار مشکل و گاهی غیرممکن است. تقسیم کلاس به گروههای کوچک فرصت بیشتری را برای تبادل افکار در میان دانشجویان فراهم می کند. آرایش دایره ای یا میزگرد، نعلی شکل وتماس چهره به چهره چندین نمونه از آرایش کلاس درسی است که تعامل را امکان پذیر می سازد.

  2 - علاوه بر ساختار فیزیکی کلاسی، جو عاطفی کلاس نیز در تعامل بسیار موثر است. بحث و تبادل اندیشه و افکار زمانی میسر است که کلاس درس به محیطی پذیرا و اطمینان بخش تبدیل شود. یعنی جایی که هم استادان و هم دانشجویان احساس اعتماد و امنیت کنند. احترام به اندیشه های دانشجویان در ایجاد جو امنیت بسیار موثر است، به همین دلیل اندیشه ها و عقاید آنان نباید مورد تمسخر قرار گیرد و یا طرد شود.

  3 - در الگوی تعاملی استاد باید تسهیل کننده فرایند یادگیری و مدیر یادگیری باشد. در این الگو استاد انسانی مسئول و فعال است که سازماندهی محیط آموزشی را برعهده دارد، نظر خود را بر دانشجویان تحمیل نمی کند و موجب گسترش فرهنگ کثرت باوری می شود. او می تواند به خوبی ارتباط برقرار کند و نیز به دانشجویانش اجازه دهد تا عقاید خود را بیان کرده و از آنها دفاع نمایند. تغییر ذهنیت فلسفی استاد یکی از پیش بایست های اساسی اجرای این روشها می باشد. لذا استادان باید ازآموزشهای لازم درخصوص چگونگی اجرای این روشها برخوردار باشند.

  4 - استاد باید ریسک و خطرپذیری داشته باشد. ترس از شکست نداشته و از خطر پرهیز نکند. شکست بخش ضروری و ثمر بخش از فرایند نوآوری است. استاد باید به تلاش و کوشش دانشجویان امیدوار باشد. یکی از روانشناسان معتقد است که هیچ نومیدی تا به حال جنگی را نبرده است. لذا استاد باید با دلسوزی و تحمل مشکلات، دشواریهای بکارگیری این الگو در کلاسهای درس خود را از بین ببرد و راه را برای گسترش روشهای تعاملی و فعال تدریس هموار نماید .

  5 - در روشهای تعاملی منابع آموزشی نباید به استاد و کتاب درسی و فعالیتهای کلاس درس محدود شود. هر منبع یا موقعیتی که بتواند تفکر، استدلال و قضاوت دانشجویان را تحریک و تقویت کند، می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

  6 - محتوای برنامه درسی باید طوری انتخاب شود که امکان وفرصت استدلال، استنتاج وسایر فعالیتهای ذهنی سطح بالا وتعامل بایکدیگر وایجاد بحث گروهی دربین دانشجویان را فراهم نماید. لذا باید از تراکم مطالب در محتوای آموزشی اجتناب نموده و بر چالش برانگیز بودن محتوا تاکید شود. بنابراین لازم است بخشی از محتوا به فعالیتهای پژوهشی اختصاص یابد.

  7 - کثرت دانشجویان در کلاسهای درس و محدودیت زمان آموزش از جمله محدودیتهای اجرایی الگوی تعاملی می باشد. برای گسترش این الگو باید مسئولین و دست اندرکاران نظام آموزشی وبرنامه ریزی درسی تعدیل هایی در این زمینه ها ایجاد نمایند.

  8 - حمایت مسئولین، دست اندرکاران ومدیران آموزشی از اجرای روشهای فعال وتعاملی ازعوامل موثر بر موفقیت این روشها می باشد. در برخی از موارد مشاهده می شود، مدیری که با این روشها آشنایی ندارد، به لحاظ به هم خوردن نظم و حالت ظاهری کلاس با این روشها مخالفت می نماید. لذا آشنایی مدیران ومسئولین ادارات ومراکز آموزشی از پیش بایست های اساسی این روشها می باشد.

  9 - همسویی اولیاء با استاد در اجرای این روشها، به خصوص در دوره ابتدایی از اهمیت والایی برخوردار است. لذا شایسته است مدیران مدارس با طرح اهداف و چگونگی اجرای این روشها در کلاسهای آموزش خانواده به توجیه اولیا بپردازند تا ازاین طریق از مقاومت اولیاء در مقابل این روشها کاسته شود.

  10 -تاکید افراطی بر امتحانات وارزشیابی های تراکمی ونتیجه مدار، کم توجهی به ارزشیابی های تکوینی وفرایندی، ارائه بازخوردهای ناکافی و ناقص در مورد یادگیری فراگیران، فقر دانش تخصصی در زمینه ی ارزشیابی علمی وعدم همسویی آئین نامه امتحانات با روشهای تعاملی و فعال تدریس از جمله موانع ومشکلاتی است که می تواند بکارگیری روشهای فعال تدریس را تحت شعاع قرار دهد. لذا شایسته است نظام ارزشیابی آموزشی وامتحانات کشور با بکارگیری روشهای ارزشیابی منطبق با روشهای تعاملی زمینه استفاده از این روشها در فرایند آموزش وتدریس را فراهم نمایند.

    نتیجه گیری

  رویکرد تدریس تعاملی فعالیتی منظم و سنجیده در باره موضوع یا مساله ای خاص است که دانشجویان در تعامل بایکدیگر درقالب گروههای چند نفره درباره آن موضوع یا مساله به مطالعه، اندیشه، بحث واظهارنظر می پردازند. دراین روشها برخلاف روشهای معمول دانشجویان فعالانه در فرایند آموزش شرکت می کنند و مسئولیت یادگیری خود و دوستانشان را برعهده می گیرند. تدریس تعاملی روشی است که به آن روش فعال تدریس نیزگفته می شود. در این روش موقعیتی فراهم می شود که در آن دانشجویان یکدیگر را به عنوان گروه همکار تجربه می کنند و در فرایند تجربه یاد می گیرند که چگونه خود و دیگران را تایید یا رد کنند و به اندیشه های یکدیگر احترام بگذارند. تدریس تعاملی در مقابل تدریس نظارت و تحدید، اقتدار و تسلط، یعنی آنچه عموما در مراکز یافت می شوند، قرار دارد. متخصصان و نظریه پردازان متعددی از تدریس تعاملی حمایت کرده اند. متفکران، رشد ذهنی آدمی را قبل از هرچیز زاییده فشار درونی دانسته و انسان را ذاتا موجودی فعال دانستند که در جریان امور دخالت می کند تا دوام عمل خویش را تضمین کند. ژان پیاژه نیز معتقد بود که تصورات واعمال منطقی ذهن و بطور کلی هوش آدمی زاییده اعمالی است که شخصا انجام می دهد. روانشناسان شناختی نیز در فرایند یادگیری به دانشجویان چون پردازش کنندگان اطلاعات می نگرند. کسانی که تجربه می کنند، برای حل مسائل به جستجوی اطلاعات می پردازند و در ساختار ذهن خود آنچه را برای حل مسائل جدید مفید تشخیص می دهند، به کار می برند. " ساخت گرایان " نیز به نوعی از این نگرش حمایت می کنند. به اعتقاد آنها یادگیری همیشه یک فرایند فعال ادراک حاصل از تجربه است و این فرایند بسیار تحت تاثیر معرفت قبلی قرار دارد. در دهه 1980 تهیه مدلهایی که بهترین آموخته ها را از پژوهش عملی کند، مورد توجه بسیاری از استادان دانشگاه واقع شد. راجر ودیوید جانسون، رابرت سالوین، نیل داویدسون و اسپنسرکاگان، نامدارترین چهره های این گروه اند. افراد بسیار دیگری نیز در به وجود آوردن مجموعه روبه رشد تحقیقات وتجارب عملی یادگیری از طریق همیاری سهیم اند، ازجمله می توان از نانسی وتئودورگریو، الیوت آندرسون، نانسی شندویند، اسکلومو وییل شاران و پاتریشاروی نام برد.

  تحقیقات زیادی وجود دارند که اثربخشی الگوی تعاملی را در بهبود روابط میان گروهی، سیالی کلام، سیال سازی ذهن وعزت نفس، تفکر سطح بالا، نگرش و انگیزش نشان می دهند. در روشهای تعاملی دانشجویان فعالانه در فعالیتهای آموزشی شرکت می کنند و مسئولیت یادگیری را بر عهده می گیرند.آنها با مذاکره و مباحثه، اطلاعات خود را مبادله می کنند و در مورد راه حل های انتخاب شده به قضاوت می نشینند واز اندیشه و نگرشهای یکدیگر با ذکر دلایل متکی بر حقایق، مفاهیم و اصول علمی دفاع می کنند. در فرایند چنین فعالیتی دانشجویان توانایی لازم را برای تجزیه و تحلیل و ارزیابی عقاید، اندیشه ها و انتقادات خود و دیگران کسب می کنند. به عبارت دیگر با استفاده از چنین روشهایی می توان تفکر خلاق و انتقادی را در دانشجویان پرورش داد.

  لازمه پرورش تفکر خلاق و انتقادی در مراکز و کلاسهای درس، بهره گیری از روشهای فعال وتعاملی تدریس وتغییر نگرش استادان نسبت به استفاده از این روشهای درفرایند آموزش و تدریس است. برای استفاده از این روشها پیش بایستهایی از قبیل تغییر آرایش فیزیکی سنتی کلاس وایجاد فضای عاطفی، چالش برانگیز بودن محتوای کتابهای درسی، حجم کم محتوا وتعداد کم دانشجویان لازم وضروری است. همچنین برای ایجاد خلاقیت وتوسعه مهارتهای علمی وکاربردی، باید فکر استادان، مدرسان ودانشجویان درمورد پذیرش نوآوری وتوسعه آنها تغییر کند وتغییر فکر آنان از طریق ایجاد ذهنیت فلسفی، باابعاد جامعیت، تعمق وانعطاف پذیری ممکن است. برای تحقق چنین امری لازم است همه استادان به برنامه های آموزشی حرفه ای پرکیفیت و ادامه دار دسترسی داشته باشند تا به آنها اجازه دهد تجربیاتشان را با یکدیگر در میان گذارند و عملکردهایشان را پیوسته بهتر سازند. برنامه های تربیت معلم و استاد نیز باید به نحوی طرح شوندکه عملکرد فکورانه را تشویق کنند. توانایی استادان را بالا ببرند تا بر عملکردشان اثر گذارد. استاد فکوری که به منظور پرورش خلاقیت وتفکر انتقادی دانشجویان از روشهای فعال تدریس استفاده می نماید، دارای ویژگیهای زیر است :

  بی تعصب (بافکر باز و آزاد)است. پویا، انعطاف پذیر، نوآور، خلاق و پرسشگر است. به دیدگاههای دیگران احترام می گذارد. به توانائی خود اعتماد دارد. در برابر آنچه در کلاس وجامعه می گذرد حساسیت نشان می دهد. قادر است نقاط قوت وضعف دانشجویان را تشخیص دهد.آموزش، برنامه درسی و یادگیرندگان را به یکدیگر ارتباط می دهد. با دیگر استادان مشورت نموده ودر جهت تشریک مساعی عمل میکند. درمورد یاددهی ویادگیری روشن بین است.


شیوه ارزیابی دانشجویان

 شیوه ارزیابی دانشجویان

 امتحاناتی که خوب تهیه شده باشند به دانشجویان این فرصت را می­دهند که معلومات خویش را ارزیابی کنند و بنابراین به عنوان بازخوردی سازنده و یک وسیله ترغیب، تاثیر مهمی در بهبود و بالا بردن میزان کارکرد و کارایی آنها دارد. این امتحانات اشتباهات شاگردان را تصحیح و فعالیتهای آنها را در جهت نیل به هدفهای مناسب هدایت می­کند اما اگر امتحان طبق اصول صحیح تهیه نشده باشد یا از آن به عنوان یک وسیله تنبیه استفاده شود، به گونه موثر موجب دلسردی یا گمراهی دانشجویان شده و یادگیری آنان را به مخاطره می­اندازد.

  استادی که به اتکای دانش، معلومات و مهارتهای پیشین شاگردان عهده دار تدریس و ارائه واحد درسی بخصوصی می­شود باید بداند که دانشجویان بواقع موادی را که قبلاً به آنها آموزش داده شده فرا گرفته اند یا نه. پس در ابتدا باید یک ارزشیابی انجام شود و در صورت لزوم اقدامات اصلاحی و جبرانی انجام شود.

  ضعفی که در امتحانات معلم ساخته وجود دارد را می­توان تا حدی با تهیه طرح امتحان کنترل کرد. منظور از تهیه طرح امتحان به گونه کلی آن است که مطمئن شویم نمونه سوالات بواقع منعکس کننده هدفهای آموزش و مقاصد تدریس است. استاد برای تهیه چنین طرحی باید: 1- مقصود از تهیه تست را به روشنی بیان کند 2- هدفهایی را که باید توسط تست اندازه گیری شود به صورت عملی تعریف کند. 3- محتوا و مطالبی را که باید بوسیله تست سنجیده شود مشخص سازد. 4- درباره اهمیت نسبی هر هدف و هر سنجش از محتوا تست تصمیم بگیرد.

  پیش نویس طرح امتحان بر اساس هدفهای عملی تدریس و مطالبی که باید در امتحان پوشانده شود تنظیم گردد.

  محتوا از این لحاظ مهم است که بوسیله آن می­توان به هدفهای تدریس دست یافت و در واقع شامل همه مطالبی است که استاد قصد دارد از آن امتحان به عمل آورد. استاد می­تواند با استفاده از فصول عمده کتاب، بخشهای مناسب متن درس یا راهنمای برنامه تحصیلی، طرح محتوا و مطالبی را که باید در خود بگنجاند تهیه و تنظیم کند. تهیه یک جدول دو بعدی که یک بعد آن هدفها و بعد دیگرش محتوای امتحان باشد، نشان می­دهد که کدام هدف با کدام بخش از محتوا ارتباط دارد و بنابراین زیر بنای کاملی برای توسعه و پرورش تست فراهم می­سازد.

  پس از تعیین هدفها و محاسبه تعداد و درصد سوالاتی که باید به هر هدف اختصاص یابد تعیین سطح دشواری سوالات مفید خواهد بود. همچنین محاسبه قدرت تشخیص هر سوال نیز مثمر ثمر خواهد بود.

  سوالات باید بر حسب سطح دشواری از آسان به مشکل تدوین شود.

  سوالاتی را که همه بتوانند به آنها پاسخ دهند و سوالاتی را که هیچکس نتواند به آنها پاسخ دهد سوالات نامناسب می­نامند.

  ارزشیابی سوالات انشایی تا حد زیادی تحت تاثیر توانایی آزمایش شونده در بیان و پروراندن مطالب قرارمی­گیرد. دانشجویانی که در نوشته های خود از بیانی فصیح استفاده می­کنند، نکات دستوری و نقطه گذاری را رعایت می­کنند و مطالب را با خط زیباتری می­نویسند، در شرایط مساوی از نظر سطح یادگیری، بیش از کسانی که نکات فوق را رعایت نمی­کنند نمره می­گیرند. به علاوه نمره گذاری و ارزشیابی سوالات تا حد زیادی تحت تاثیر نظر شخصی و قضاوت ذهنی تصحیح کننده قرار می­گیرد. بطوریکه به ورقه امتحانی واحد، توسط معلمان مختلف و یا توسط یک معلم در زمانهای مختلف ممکن است نمره های متفاوتی داده شود.

  به دلیل تعداد کم سوالات امتحانات انشایی نمی­توان نمونه معرفی از برآیند یادگیری دانشجویان را مورد سنجش قرار داد.

  یک مجموعه بهینه سوال برای برآورد توانایی امتحان شونده مجموعه ای است که دشواری همه سوالهای آن برابر با پارامتر توانایی امتحان شونده و قدرت تشخیص همه سوالات آن نیز بزرگ باشد.


نقش اساتید در سلامت روان دانشجو

 

  اساتید محترم

  به لطف و عنایت پروردگار، مرکز مشاوره و روان­شناسی دانشگاه در نظر دارد در جهت ارائه خدمات روانشناختی و پیشگیری از آسیبهای شدید در دانشجویان فعالیت جدیدی را پایه­ریزی نماید. آنچه در این اقدام اجتناب­ناپذیر می­باشد نیاز مبرم مرکز مشاوره به مساعدت و یاری شما بزرگواران است؛ چرا که شما اساتید و کارشناسان محترم در ارتباط نزدیک با دانش­جویان بوده و معضلات آنها را از نزدیک لمس می­نمایید. لذا خواهشمندیم مسئولین مرکز را در شناسایی این افراد با مشخصات زیر و توجیه و ارجاع آنها به این مرکز جهت دریافت خدمات مشاوره­ای­ وروان­درمانی­ یاری­ فرمایید. در ادامه علاوه بر اینکه تعدادی از مشخصات کلی جهت ارجاع دانشجویان عنوان شده است، نحوه تعامل و فرآیند ارجاع تا حدی توضیح داده شده است.

 

 

  مشخصات مورد نظر جهت ارجاع دانشجویان به مرکز مشاوره:

 

  1) بی­نظمی در رفتار و پوشش ( پرخاشگری، لباس­های عجیب و....)

  2) نوسان خلق و خو یا تحرک

  3) تکرار یک درس در بیش از دو ترم

  4) ترس از کنفرانس و پاسخگویی به سوالات استاد

  5) وجود بیماری­ جدی جسمانی

  6) مصرف سیگار یا قرص­های آرامبخش

  7) و سایر مواردی که از نظر شما میتواند زنگ خطری در راه بهداشت روان دانشجو باشد.

 

 

  علائم هشداردهنده عمومی

  هر کسی که با دانشجو کار می­کند، بدون توجه به نقشی که در دانشگاه دارد، باید خود را برای پاسخ دهی به نیازهای دانشجویان مشکل دار آماده نماید. احتمالاً مهم ترین مهارت مورد نیاز، توانایی شناسایی علائم هشدار دهنده است. اغلب دانشجویان رفتارهای خاص یا سرنخ هایی نشان می­دهند که احتمال تجربه مشکلات روانشناختی یا عاطفی را پیش از آنکه این مشکلات کاملاً آشکار شوند مشخص می­کنند.

  بعضی از دانشجویان مشکلات خود را مستقیم و آشکار بیان می­کنند و در مورد بیان مشکلات خود به هر کسی که تصور می­کنند به آنها گوش خواهد داد، تردید نمی­کنند. این دانشجویان معمولاً گیرنده خدمات حرفه ای هستند و سرو کله زدن با آنها در مقایسه با دانشجویانی که به راحتی پیشقدم نمی­شوند، سخت نیست. در مورد دانشجویانی که در فرایند جستجوی کمک پیشقدم نمی­شوند، مسئولیت شناسایی و توجه به مشکل بر عهده دیگران است و آنها باید شرایط مداخله را هر چه آسانتر فراهم آورند.

  گاهی اوقات دانشجویان با مشکلات مزمن و جدی دست و پنجه نرم می­کنند که به نظر می­رسد وابسته به تحول یا موقعیت آنهاست؛ شرایطی مثل جداشدن، تعارض میان هم اتاقی ها، دلتنگی برای اعضای خانواده یا استرس. حتی مشاوران حرفه ای نیز گاهی در تشخیص صحیح دچار مشکل می­شوند و ممکن است حتی پس از چندین جلسه مشاوره نیز نتوانند مشکل دانشجو را تشخیص داده یا آن را حل کنند. توصیه می­شود هر گاه مشکلی برای دانشجویی پیش آمد که حتی نسبتاً بی خطر به نظر می رسید، فرایند ارجاع به مشاوره را بلافاصله تسهیل کنیم. حتی اگر فردی که قصد دارد به دانشجوی مشکل دار کمک نماید، به بهترین وجه در دسترس باشد و برای رفع مشکل دانشجو تلاش کند، باز هم چون برنامه شبه مشاوره ای برای وی ترتیب داده است، تلاش های بعدی برای ارجاع دانشجو به مشاوره حرفه ای با مشکل مواجه گردد.

  نشانگرهای بالقوه آشفتگی هیجانی

  رفتار های مخرب

  یکی از رایجترین نشانگرهای آشفتگی هیجانی در دانشجویان، رفتارهای مخرب است. هر رفتاری را که با فعالیت های تحصیلی و اجرایی تداخل نماید یا زندگی افراد دیگر را در دانشگاه تحت تاثیر قرار دهد، می­توان در دسته رفتارهای مخرب طبقه بندی کرد. رفتارهای مخرب در قالب تقاضاهای غیر معمول یا نامناسب برای دریافت توجه یا اختصاص زمان بیشتر از جانب کارکنان دانشگاه یا رفتارهای منفعلانه ای مثل رعایت بیش از حد بهداشت شخصی، بروز می­نماید. با این حال معنای این رفتارها همواره آشکار نیست.اگر چه رفتارهای نامناسب و غیر مسئولانه همواره به دلیل مشکلات روانشناختی یا هیجانی رخ نمی­دهد اما باید به این نوع رفتارها به عنوان علائم بالقوه آشفتگی های هیجانی توجه کرد.

  شناسایی و مدیریت رفتارهای مخربی که در محیط کلاس روی می­دهد، برای دست اندرکاران دانشگاه بسیار مشکل خواهد بود. هر رفتاری که از دانشجو در محیط کلاس سر زده و تمرکز سایر دانشجویان را به هم بزند، نه تنها مخالف مقررات نظم و ترتیب می­باشد بلکه باید به عنوان علامت مشکلات روانشناختی مد نظر قرار گیرد. به عنوان مثال دانشجویی را تصور کنید که بدون اجازه از استاد یا بدون بلند کردن دست خود، وسط یک سخنرانی شروع به صحبت کرده و تمرکز کلاس را به هم می­زند. رفتار این دانشجو، قوانین و ساختار کلاس را به هم می­ریزد و مسئول برقراری نظم در کلاس، وظیفه دارد به این رفتار پاسخ دهد. با این حال علیرغم تلاش های مکرر برای اصلاح این رفتار، دانشجو به همین رفتار ادامه دهد یا اگر نظرات دانشجو نامناسب یا نامربوط باشد، مسئله باید به عنوان نشانه ای برای مشکلات روان شناختی زیر بنایی در نظر گرفته شود.

  رفتارهای غیر عادی یا غیر معمول

  یکی دیگر از نشانگرهای بالقوه آشفتگی های هیجانی وقتی بروز می­یابد که دانشجو به شکلی غیر معمول رفتار می­کند. رفتارهای غیر عادی به هر نوع رفتاری گفته می­شود که به دور از شان دانشجو است. دوام و مدت یک رفتار، عوامل مهم و قابل توجهی هستند. به عنوان مثال دانشجویی را در نظر بگیرید که معمولاً به عنوان فردی برونگرا، خوش مشرب و پر انرژی شناخته می­شده اما ناگهان به فردی درونگرا، عبوس و ژولیده تبدیل می­شود. اگر این رفتار یک رفتار غیر عادی محسوب شود، می­تواند علامت این باشد که دانشجو به نوعی آشفتگی هیجانی مبتلاست.

  اگر تغییر رفتار فقط در یک موقعیت یا برای مدت معینی رخ دهد، تنها نشانه این است که دانشجو حال خوبی ندارد یا روز بدی را پشت سر گذاشته است. البته این مسئله می­تواند حاکی از آن باشد که دانشجو یک مشکل جدی ای را دارد تجربه می­کند که چنین تغییری در خلقش ایجاد شده است. نکته مهم این است که به این تغییرات توجه کنیم و ببینیم آیا کوتاه و مختصر است یا مدتی طول می­کشد که در این صورت باید آن را به عنوان یک نشانه هشدار دهنده بالقوه در نظر بگیریم. یه عنوان یک قانون کلی، تغییر چشمگیر و قابل توجه در رفتار که بیش از یک یا دو هفته طول بکشد، می­تواند نشانه یک مشکل جدی باشد. مسلماً سبک زندگی متوسط دانشجویان ( به عنوان مثال عادات بد غذایی و استراحت) ممکن است منجر به چنین تغییرات قابل توجهی در رفتار شود، اما باید با دقت عمل کنیم و سریع هر نوع تغییری را به نشانه خاصی از ناراحتی نسبت ندهیم. اگرچه همواره لازم نیست اولین تغییرات مشاهده شده در رفتار را مورد مداخله قرار دهیم، اما تاکید می­کنم که بهتر است گاهی به جای این که پاسخ گو نباشیم با احتیاط اشتباه کنیم و بیش از اندازه لازم عکس العمل نشان دهیم. بنابراین اغلب توصیه می­کنم که به محض مشاهده تغییر رفتاری در یک دانشجو باید به او نزدیک شد و مداخله را آغاز نمود.

  در مقابل رفتارهای غیر عادی، برای رفتارهای غیر معمول باید بیشتر نگران بود. در اینجا رفتارهای غیر معمول به هر نوع رفتاری گفته می­شود که بروز آن از یک دانشجو بعید است و عجیب به نظر می­رسد. وقتی دانشجویان رفتارهای عجیب از خود نشان می­دهند، این رفتارها می­تواند شاخصی برای مشکلات جدی مثل اختلالات سایکوتیک، اختلالات خلقی یا سوء مصرف مواد باشد. توجه به این نکته اهمیت دارد که بروز این گونه رفتارهای غیر معمول و عجیب همواره نشان دهنده وجود مشکل در دانشجو نیست. بعضی مواردی که دانشجو طی آن رفتارهای غیر معمول کلامی و غیر کلامی از خود بروز می­دهد، به ویژه اگر برای دیگران آزار دهنده باشد، لزوماً دلیل بر وجود یک مشکل نیست.

  برای روشن شدن موضوع، دانشجویی را در نظر بگیرید که عملکرد تحصیلی مطلوب و معقولی دارد اما در حوزه روابط اجتماعی و بین فردی خیلی خوب نیست. در این حالت، سطح عملکرد هیجانی و اجتماعی دانشجو بسیار رشد نایافته است تا جایی که مهارت های اجتماعی و کلامی بسیار محدودی دارد. این دانشجو توانایی دریافت نشانه های اجتماعی را ندارد و اغلب در برخوردهای اجتماعی، رفتارهای نامناسب از خود نشان می­دهد. گمان می­کنم هر کس که در محیط دانشگاه و با دانشجویان کار می­کند، افرادی را می­شناسد که تا حدی دارای این خصوصیات هستند. این دانشجویان مطمئناً توجه ها را جلب می­کنند و سلامت روان آنها باید مورد بررسی قرار گیرد. آیا این دانشجویان نگرانی ما را بر می­انگیزند؟ نمی­توان پاسخ روشنی به این سوال داد. فرض کنید دانشجویی نه سایکوتیک است و نه عملکرد نامناسب تحصیلی دارد، در این صورت رفتار تنها زمانی مورد توجه خواهد بود که برای دیگران آزاردهنده باشد.

  مشکلات مربوط به عملکرد تحصیلی

  مشکلات مربوط به سلامت روان می­تواند بر عملکرد تحصیلی نیز تاثیر منفی بگذارند. این مسئله حتی از عملکرد تحصیلی نیز فراتر می­رود و بسیاری از جنبه های مربوط به زندگی را تحت الشعاع قرار می­دهد. خیلی وقتها به عنوان یک مشاور خود را در حال کمک به دانشجویان برای غلبه بر مشکلات تحصیلی می­یابم که ناشی از مشکلات هیجانی یا روانشناختی آنهاست. مشکلات هیجانی از بسیاری جهات می­توانند مخرب باشند، به عنوان مثال عادات نامطلوب مطالعه ایجاد می­کنند و انگیزه تحصیلی را کاهش می­دهند. اگرچه بعضی از دانشجویان تلاش می­کنند حتی در مواجهه با مشکلات هیجانی، عملکرد تحصیلی خود را در سطح مطلوب حفظ کنند اما به هر حال این مشکلات اثر مخرب بر عملکرد تحصیلی خواهد داشت. وقتی پریشانی های هیجانی به شکل منفی بر عملکرد تحصیلی تاثیر می­گذارند، یک چرخه معیوب شکل می­گیرد؛ این مشکلات افت عملکرد تحصیلی را به دنبال دارد و همین افت عملکرد پریشانی های بیشتری را به بار می­آورد. سطح مشکل هیجانی دانشجو با توجه به عملکرد سازشی به شدت به میزان سرمایه گذاری در موفقیت تحصیلی بستگی دارد .

  علاوه بر عملکرد ضعیف، شاخص رایج دیگری که نشانه آشفتگی و پریشانی می­باشد،‌ غیبت غیر موجه از کلاس و ناتوانی در انجام تکالیف است. از شاخص های دیگر می­توان به رفتارهای داخل کلاس اشاره نمود. رفتارهایی مثل تاخیر های مکرر یا ترک زود هنگام کلاس، خواب آلودگی، بی توجهی به مطالب کلاس و درخواست مکرر برای دریافت توجه ویژه یا توضیح دوباره مطلب.

  اساتید و کارکنان دانشگاه باید به خاطر داشته باشند که مشکلات مرتبط با عملکرد تحصیلی اغلب نشانه مشکلات هیجانی هستند و نیاز به نوعی مداخله غیر تحصیلی دارند. حتی عدم رعایت صداقت در دوران تحصیل مثل تقلب کردن در امتحان یا سرقت ادبی نیز نشانه هایی از مشکلات هیجانی هستند. با این موارد همواره باید به عنوان نوعی سوء‌ رفتار ( رفتار خلاف شان تحصیلی) برخورد شود، اما گاهی دانشجویان به دلیل عوامل هیجانی یا روانشناختی این رفتارها را از خود نشان می­دهند.

  با توجه به تاثیر مشکلات هیجانی بر روند تحصیلی دانشجو، همواره باید با نوعی شک و تردید با این مسائل نگاه کرد. در میان کارکنان دانشکده ها سابقه طولانی از تردید و ناباوری وجود دارد در مورد اینکه هر نوع بهانه قابل تصوری را تولید می­کنند تا زیر بار مسئولیت های خاص شانه خالی کنند یا انجام آنها را به تعویق بیندازند. البته اخیراً در دیدگاه بسیاری از اساتید و کارکنان دانشگاه در مورد همدلی کردن و درک دانشجویانی که به دلیل مشکلات مرتبط با سلامت روان ، دچار افت تحصیلی می­شوند، تغییر ایجاد شده است.

  نحوه تعامل با دانشجوی آشفته

  این پیشنهادات اصالتاً برای موقعیت هایی ارائه می­شوند که شما نگران دانشجو هستید و بر اساس همین نگرانی دوست دارید به دانشجو نزدیک شوید. فرایند نزدیک شدن به یک دانشجوی مشکل دار ممکن است بر اساس تعداد متعیرهای درگیر، بسیار سر راست و ساده یا چالش برانگیز و پیچیده باشد.

  موقعیت هایی پیش می­آید که شما ناخواسته با یک دانشجوی مشکل دار مواجه می­شوید و مجبورید مستقیماً با او برخورد داشته باشید. به عنوان مثال، ‌اگر دانشجویی هنگام ملاقات با شما بسیار ناراحت باشد یا داوطلبانه بخواهد مشکلات شخصی خود را با شما در میان بگذارد ،‌باید سطوحی از مداخله را در آن زمان اجرا نمایید.

  برای افراد غیر مشاور دانشگاه، نزدیک شدن به دانشجویی که رفتار یا گفتارش جلب توجه می­کند، اضطراب برانگیز است . ممکن است از این بترسید که دانشجو جواب منفی به کمک شما بدهد به ویژه زمانی که داوطلبانه صحبت درباره مشکل خود را آغاز نکرده باشد. وقتی دانشجو خود آغازگر بحث باشد، ابراز نظر یا پرسیدن سوال برای شما آسان تر خواهد بود. به عنوان مثال، تصور کنید با دانشجویی برخورد کرده اید که به مسائلی از زندگی شخصی خود اشاره می­کند که عملکرد تحصیلی او را مختل کرده است. با کمی جستجو می­توانید به این نکته پی ببرید که این دانشجو تا چه حد تحت استرس قرار دارد و ( در صورت وجود ) چه کمک هایی را دریافت می­کند. در مقابل، وقتی شما آغازگز مداخله هستید،‌ ممکن است این احساس برای دانشجو به وجود آید که به قلمرو پنهان او حمله کرده اید.

  فکر می­کنم وقتی به عنوان بک کارمند یا یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه درباره سلامت روانشناختی یا هیجانی دانشجویی نگرانی هایی دارید، یه او نزدیک شوید. یک استثنا وقتی است که احتمال بدهید در صورت نزدیک شدن، دانشجو به خودش یا دیگری آسیب برساند. اگر نشانه ای از خودکشی در دانشجو دیدید، قویاً‌ به شما توصیه می­کنم در صورت امکان ابتدا با یک مشاور تماس بگیرید.

  اصول کلی برای مصاحبه

  وقتی نگران سلامت روانشناختی یا هیجانی دانشجویی هستید و قبل از مشورت با مشاور دانشگاه قصد نزدیک شدن به این دانشجو را دارید، اجرای این اصول کلی بسیار مفید خواهند بود.

  زمان و مکان مناسب

  قبل از هر چیز مهم است که در زمان و مکان مناسب به دانشجو نزدیک شوید. وقتی با دانشجو صحبت کنید که دیگران حضور ندارند. با ملایمت به او نزدیک شوید.(( دنبال فرصتی می­گردم که با شما صحبت کنم. می­توانم برنامه ای تنظیم کنم که با هم ملاقاتی داشته باشیم؟)) در صورت امکان، این کار را زمانی انجام دهید که وقت آزاد داشته باشید تا اگر برنامه دانشجو این اجازه را می­دهد، بلافاصله ملاقات داشته باشید. در مجموع، سعی کنید هرچه زودتر ترتیب این ملاقات را بدهید تا احتمال فراموش کردن موضوع توسط دانشجو به حداقل برسد؛ در غیر این صورت دانشجو امکان این ملاقات را از دست می­دهد.

  وقتی زمان و مکان مناسب انتخاب شد، می­توانید نگرانی ها و عقاید خود را درباره دانشجو کاملاً مودبانه و بدون تهدید ابراز نمایید. ممکن است بر تمام جنبه های اتاق یا دفتری که برای ملاقات انتخاب کرده اید، کنترل کامل نداشته باشید اما بهتر است تا حد امکان خصوصی باشد و عاملی برای حواسپرتی یا مزاحمت نداشته باشد.

  صریح باشید( مشاهدات خود را بیان کنید)

  اگرچه هنگام صحبت کردن با دانشجو نباید حالت مقابله ای یا تنبیه کننده داشته باشید اما توجه به این نکته نیز مهم است که نباید خیلی محتاط و محافظه کار به خود گیرد. بهترین راه برای ادامه صحبت این است که آنچه را که ضروری به نظر می­رسد، کاملاً واضح و صریح بگویید. باید به رفتارها و صحبت های نگران کننده دانشجو توجه ویژه داشته باشید. با دانشجو صادق باشید اما برای پذیرش وجود مشکل به او فشار وارد نکنید.

  بیان نگرانی ها

  معمولاً مشاوران به خوبی تربیت شده اند تا محبت و همدلی خود را به شیوه کلامی و هم به شیوه غیر کلامی ابراز کرده و به دانشجو نشان دهند اما توان انجام این کار در میان افراد غیر مشاور دانشگاه بسیار متفاوت است. اگرچه ممکن است فردی به شکل طبیعی توان خوبی برای همدلی کردن داشته باشد، اما توان ابراز همدلی لازم و ضروری هر کسی نیست. در مجموع، همدلی توان درک آن چیزی است که فرد احساس یا تجربه می­کند، یعنی دقیقاً‌ خود را در موقعیت فرد مقابل قرار دادن. همدلی یک فرآیند پیچیده است که تجربه واقعی آن بسیار مشکل است. مهم ترین مسئله این است که بتوانیم نگرانی خود درباره سلامت دانشجو را در قالب کلمات بیان کنیم.

  تا جایی که ممکن است باید به دانشجو نشان دهید که نگران او هستید و قصد حمایت دارید بدون این که بخواهید قضاوتی در مورد او انجام دهید.خودداری از قضاوت و یا سرزنش کردن بعضی از رفتارها ( مثل سوء مصرف مواد) برای اکثر افراد بسیار مشکل است اما اگر دانشجویان به هر صورتی از قضاوت شدن نترسند، برای ابراز صادقانه تجارب خود و سهیم کردن شما در آنها بسیار راغب خواهند بود.

  همچنین رعایت این نکته اهمیت دارد که بدون توجه به آنچه ظواهر امر نشان می­دهند، تجربه دانشجو را کم اهیت جلوه ندهیم.

  پرسش درباره استفاده از مشاوره در گذشته و حال

  وقتی قصد دارید به دانشجویی که نگران او هستید نزدیک شوید، درباره سابقه مراجعه به مشاور در گذشته و حال از او سوال کنید. اگر دانشجو پذیرفت که مشکل هیجانی یا روانشناختی دارد، این طور وانمود نکنید که جویای جزئیات بیشتر هستید یا اطلاعات زیادی می­خواهید. مهم ترین نکته این است که بفهمید آیا این دانشجو به دنبال استفاده از کمک های تخصصی بوده یا خیر.

  دانشجویانی که قبلاً‌ تحت مشاوره بوده اند تمایل بیشتری برای استفاده مجدد از این خدمات دارند، مگر اینکه تجربه قبلی آنها منفی بوده باشد.

  سناریو های خاص

  سناریو های خاصی وجود دارد که در برخورد با دانشجویان مشکل درا ممکن است با آنها مواجه شوید. از آنجا که ممکن است این موقعیت ها برای افراد غیر مشاور دانشگاه ها ناراحت کننده باشد، اکنون توجه خود را به معرفی تعدادی از رایج ترین سناریو ها معطوف می کنم.

  دانشجوی گریان

  اگرچه که باید گریه کردن را به عنوان یک علامت واضح برای پریشانی در نظر بگیریم اما نباید تنها بر اساس گریه یک دانشجو بدترین احتمال ها را مطرح کنیم. گریه کردن همواره معیار سنجش دقیقی برای میزان آشفتگی یک دانشجو نیست . بعضی از دانشجویان حتی برای اتفاقات ساده و کوچک نیز به راحتی گریه می­کنند، در حالی که عده دیگری از دانشجویان حتی هنگام صحبت درباره رویدادهای دردناک و پریشان کننده نیز گریه نمی کنند. گریه کردن نشان می­دهد که دانشجو رویداد آشفته کننده شدیدی را تجربه کرده،‌ زیرا گریه،‌ نشانه آشکاری از بروز هیجانات است. در چنین موقعی نیاز به صبر و ایستادگی داریم.

  دانشجوی خشمگین

  همانند دانشجویی که گریه می­کند، دانشجوی خشمگین و تحریک پذیر نیز می­تواند برای دیگران مشکل آفرین باشد.

  تا جایی که امکان دارد، سعی کنید خشم دانشجو را شخصی نسازید زیرا شدیداً این احتمال وجود دارد که در برآورد خود اشتباه کنید، خشم دانشجو لزوماً معطوف به شما نیست. دانشجویی که مشکل دارد بر لبه تیغ حرکت می­کند و به آسانی خشمگین شده یا حالت دفاعی به خود می­گیرد.

  هنگام پاسخ دهی به یک دانشجو ی خشمگین ،‌ آرام باشید و سعی کنید دانشجو را نیز آرام کنید. اگر دانشجو به نگرانی های ابراز شده از طرف شما با خشم واکنش نشان داد یا مشاهدات شما و گزارش هاش دیگران را به چالش کشید، به او تاکید کنید که به عنوان یکی از کارکنان دانشگاه باید دانشجویانی را که مشکلی را تجربه می­کنند، بشناسند و به او بفهمانید که نگران رفاه او هستید. گاهی دانشجویان به این دلیل با خشم واکنش نشان می­دهند که ممکن است به دردسر بیفتد یا حتی ممکن است از دانشگاه اخراج شوند. بنابراین، قوت قلب دادن به دانشجو در این مورد که هدف شما چیزی غیر از این تفکرات است، نیز می­تواند کمک کننده باشد. وقتی همه نگرانی های خود را ابراز کردید، اگر دانشجو همچنان برآشفته بود، به او اجازه دهید آن مکان را ترک کند و سپس اقدام بعدی یعنی تماس با مشاوران مرکز مشاوره را انجام دهید.

  دانشجویی که رفتار عجیب دارد

  یکی دیگر از موقعیت هایی که به شدت پریشان کننده است، مواجه با دانشجویی است که رفتار کلامی یا غیرکلامی عجیب و غریب از خود نشان می­دهد. این رفتارها انواع بسیار متفاوتی دارند. ممکن است ظاهر یا رفتار دانشجو مشکلی نداشته باشد، مثلاً دانشجویی که کلمات و عبارات عجیب یا ناهماهنگ بر زبان می­آورد. شاید تنها چند ثانیه تماس با دانشجویی که در معرض خطر خودکشی یا آسیب زدن به خود قرار دارد ما را متقاعد کند که همین ویژگی ها را به دانشجو یی که رفتارهای عجیب و غریب دارد یا از عبارات غیر معمول استفاده می­کند، نسبت دهیم. مهم ترین کاری که می­توانید انجام دهید این است که تا جایی که می­توانید در قبال دانشجو مسئولانه عمل کنید و هرگز وانمود نکنید که آن دسته از گفته های دانشجو را که معنا و مفهومی برای شما ندارد، می­فهمید. ممکن است بعد از شنیدن صحبت های دانشجو نگران مشکلاتی باشید که احتمال دارد برای خودتان به وجود آید و قصد داشته باشید این نگرانی را ابراز کنید،‌ این همان فرصتی است که می­توانید برای انتقال ماجرا به دیگر مسئولان دانشگاه از آن استفاده کنید. به ویژه وقتی درباره دانشجو نگران هستید که به نظر می­رسد واقف به واقعیت نیست، نیاز به تماس با فردی از دفتر مشاوره داریم تا ضمن حضور، معاینه وضعیت روانی را انجام دهد.

  دانشجوی مبتلا به حمله هراس

  وقتی که دانشجو دوره هراس را طی می­کند، ارجاع او به مشاوره بسیار مشکل خواهد بود زیرا ممکن است به این حالت بیشتر به عنوان یک مشکل جسمی یا طبی نگاه کند. اگر با دانشجویی مواجه شدید که به نظر می­آید حمله هراس دارد، حضور اطمینان بخش و آرامش دهنده شما می­تواند مفیدترین عکس العمل باشد.

  دانشجویی که علائم خودکشی دارد

  هرگاه دانشجویان درباره خودکشی صحبت کردند، باید کاری انجام دهیم. بهترین حالت وقتی است که دانشجو به شما اجازه می­دهد که بلافاصله وقت ملاقاتی برای او با یک مشاور ترتیب دهید. وقتی دانشجو با انجام این کار موافق نباشد، باید به او گوشزد کنید که وظیفه دارید این موضوع را با همکاران مرکز مشاوره با رییس دانشگاه در میان بگذارید. وقتی می­بینید که دانشجو در معرض خطر است هرگز به او قول ندهید که صحبت هایش ر ا محرمانه نزد خود نگه می­دارید. حتی اگر این دانشجو از دست شما عصبانی یا ناراحت شود باید بداند که نگران خطر خودکشی هستید که او ار تهدید می­کند و نمی­توانید این موضوع را محرمانه نگه دارید و بهتر است دانشجو این مسئله را مستقیماً از شما بشنود تا اینکه بعداً فرد دیگری به شکل غیر منظره با او تماس بگیرد.

  دانشجویی که مشکلات خود را در قالب یادداشت بیان می­کند

  وقتی دانشجویی آشفتگی و مشکلات خود را در قالب یادداشت کتبی بیان می­کند، موقعیت اندکی مبهم می­شود. رایج ترین موقعیت، وقتی است که دانشجو این کار را از طریق نامه الکترونیکی انجام می­دهد، اما این پیام ها می­تواندند از طریق تکالیف نوشته شده، یادداشت های دستی و یا حتی برگه های امتحانی نیز انتقال یابند. اگر به هر شکل نوشته ای از دانشجویی دریافت کردید که آشکارا یا ضمنی پیامی از خودکشی در بر داشت، توصیه می­کنم در اولین فرصت با مرکز مشاوره دانشگاه تماس بگیرید.

  فرایند ارجاع

  داشتن توان ارجاع دانشجوی مشکل دار و آشفته به مشاوره، برای کارکنان و اعضای هیئت علمی دانشگاه مهارت مهمی به شمار می­رود فرایند ارجاع، بسته به دیدگاه دانشجو درباره کمک های حرفه ای ممکن است بسیار ساده یا بسیار مشکل باشد.

  برای تسهیل فرایند مشاوره و به حداقل رساندن مشکلات این راه می­توانید از یک مجموعه اصول کلی استفاده کنید. قبل از ارائه هر نوع پیشنهادی درباره چگونگی ارجاع دانشجو، بهتر است ابتدا چارچوب فکری خود درباره فرایند ارجاع را شکل دهیم.

 

  روش های تسهیل ارجاع دانشجویان به مشاوره

  اگر فرایند ارجاع براساس یک سری قوانین خاص انجام شود، احتمال موفقیت آن به طور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد. پیشنهادات زیر پذیرش فرد را جهت انجام مشاوره افزایش داده و احتمال عکس العمل منفی و مقاومت را کاهش می­دهد. این پیشنهادات مربوط به موقعیت هایی هستند که نیازمند اقدام فوری نباشند.

  بحث درباره انتخاب مشاور

  اگر دانشجویی درخواست کرد که به جای رفتن به مشاوره با شما ملاقات داشته باشد، باید محدودیت نقش خود را که مانع کمک کردن به او در حل مشکلات شخصی اش می­شود، آشکارا بیان کنید.سپس باید برای او تصریح کنید که مراکز مشاوره برای انجام همین کار در دانشگاه بوجود آمده اند و شما تمایل دارید ملاقاتی را برای دانشجو با یکی از متخصصان این مرکز ترتیب دهید.

  آماده کردن دانشجو برای آنچه مورد انتظار است

  هنگامی که دانشجویان را برای اولین بار به مرکز مشاوره ارجاع می­دهید، بهتر است اطلاعاتی درباره آنچه ممکن است در اولین مراجعه رخ دهد، در اختیارشان قرار دهید.

  وقتی سعی دارید دانشجویی را برای مشاوره ارجاع دهید، یکی دیگر از جنبه های بسیار مهم در فرایند مشاوره که همانا رازداری است، را برای او تشریح کنید. بعضی از دانشجویان، به ویژه آنهایی که سابقه این کار را ندارند، درباره محرمانه بودن فرایند مشاوره کنجکاوی می­کنند. هنگام صحبت با دانشجو درباره این موضوع، او را مطمئن سازید که محتوی صحبت هایش با مشاور محرمانه خواهد ماند؛ اما هرگز این حرف را مطلق و قطعی بیان نکنید. زیرا رازداری نیز محدودیت دارد. یکی از مواردی که محدودیت محرمانه بودن در آن به خوبی مشخص می­شود و رازداری در این شرایط معنا ندارد، وقتی است که احتمال آسیب زدن به خود یا دیگران وجود دارد.

  خلق یک ذهنیت مطلوب

  وقتی قصد دارید دانشجویی را برای مشاوره ارجاع دهید، سعی کنید انتظارات مثبتی را در ذهن او ایجاد نمایید، به این ترتیب فرایند ارجاع تسهیل خواهد شد. تا جایی که می­توانید نگرش مثبت و احساس اعتماد را درباره خدمات مرکز مشاوره دانشگاه خود به وجود آورید.

  ممکن است دانشجویی که سابقه استفاده قبلی از مشاوره را دارند به این دلیل تجربه خوبی را پشت سر نگذاشته اند، در مقابل پیشنهاد شما مقاومت کنند. ممکن است بعضی از دانشجویان سال ها پیش برای مشاوره مراجعه کرده باشند؛ شاید آنها مجبور شده اند طی دوره کودکی یا نوجوانی با یک متخصص بهداشت روان ملاقات داشته باشند. وقتی با دانشجویی مواجه می­شوید که قصد دارید او را برای مشاوره ارجاع دهید، اما او به دلیل تجربه بد قبلی از انجام این کار امتناع می­کند، عدم تمایل او را درک کنید و به او احترام بگذارید؛ اما او را ترغیب کنید که یک بار دیگر مشاوره را تجربه کند. به ویژه بگویید که ممکن است تحت شرایط متفاوت ( سن بالاتر، عدم اجبار و...) ، تجربه متفاوتی هم داشته باشد که احساس بهتری را به دنبال آورد.

  برنامه ریزی جهت پیگیری درمان

  بزرگ ترین مانع در راه پیگیری جلسات، بحث محرمانه بودن فرایند مشاوره است. باید برای این که بتوانید با مشاور دانشجو صحبت کنید، از او اجازه بگیرید؛ حتی اگر محتوی این صحبت در این حد باشد که آیا این دانشجو در جلسات شرکت کرده یا خیر.

 


ارتباط موثر با دانشجو

  ارتباط موثر با دانشجو

  وقتی از مقام استادی سخن می‌گوییم از جایگاهی صحبت می‌کنیم که می‌تواند الگودهنده و هدایت‌کننده مسیر زندگی دانشجویان باشد. از طرفی برای دانشجویی که به تازگی با فضای دانشگاهی آشنا شده است، شاید تصور چگونگی برقراری ارتباط با استاد سخت و نامفهوم باشد. در هر حال دانشجو مثل ما فکر نمی­کند. مثل ما خیلی چیزها را قبول ندارد. او منتقد است. لذا اساتید محترم باید توان همراهی و همفکری با دانشجو و عواطف و احساسات او را داشته باشند.

  ارتباط با دانشجو در سطح علمی، فقط ابعاد لفظی و کلامی نیست. در ارزیابی­مان باید دقت داشته باشیم که پیام­های پنهان جنبه ارتباطی ما، از آن مواردی است که گاهی اوقات متوجه نیستیم و این نقش اساسی در ارتباط با دانشجویانمان دارد. به اصطلاح در روانشناسی، زبان و چهره یک ابعادی از ارتباط را به وجود می­آورد که باید در این رابطه فکر کنیم که چهره استاد نوع نشست و برخاستش، تکیه کلام و نوع تکان دادن دست و امثال آن همه تأثیر دارد. خود ما هم در ارزیابی مان باید دقت داشته باشیم که پیامهای پنهان جنبه ارتباطی ما از آن مواردی است که گاهی اوقات متوجه نیستیم و بسیاری از چیزهایی که در مقوله ارتباط به آن فکر می­کنیم، پنهان است. ما باید به مسأله پیامهای پنهانی که در نوع رفتار و گفتار و ارتباط مان با دانشجو وجود دارد بیندیشیم.

  علاوه بر آن به اعتقاد صاحبنظران آموزش عالی آن دسته از دانشگاه‌هایی که اعضای هیأت علمی آنها با دانشجویان رابطه‌ای غیر از سرفصل‌های درسی برقرار می‌کنند خروجی‌شان بیشتر است، اما آسیب بی‌اعتمادی موجب خروجی‌های کمتر و بحران به لحاظ کارکردی می‌شود.

  هرچه استاد رفتار استادی خود را بیشتر به دانشجو انتقال دهد، دانشجو متفاوت‌تر خواهد بود. شاید نبود ارتباط مناسب بین استاد و دانشجو در این سالها موجب آن شده است که اشتیاق دانشجویان به حضور در کلاس‌های درس کاهش یابد. در فضایی که تعامل مناسبی بین استاد و دانشجو وجود نداشته باشد، نقش آموزش و پرورش به خوبی برآورده نمی‌شود. بی‌تردید در دنیای امروز می‌توان از طریق دنیای مجازی، فناوری‌های بسیاری را آموخت، اما آنچه که استاد را در قیاس با این آموخته‌ها بی‌بدیل می‌کند آن ویژگی‌ زیبای انسانی است. استاد باید بتواند در کنار انتقال دانش بسیاری از ارزش‌ها را در دانشجو شکل دهد.

  رابطه استاد و دانشجو محدود به انتقال صرف دانش نیست، بلکه در کنار مسائل علمی، دانشجو با شخصیت استاد خود همانندسازی می‌کند، بنابراین رابطه تعاملی مثبت استاد و دانشجو یک حمایت اجتماعی مهم تلقی می‌شود که می‌تواند دانشجو را در برخورد با مسائل مختلفی یاری کند. این مسئله بویژه درباره دانشجویانی که از خانواده خود دور بوده و در خرده‌فرهنگ‌هایی وارد شده‌اند که با چارچوب زندگی‌شان متفاوت است، بیشتر دیده می‌شود. این گروه از دانشجویان با دور شدن از خانواده و کمتر شدن حمایت آنها به نقش استاد بیشتر نیازمند هستند. حمایت اساتید از دانشجویان، علاوه بر تاثیر مثبت بالایی که بر خود دانشجو می­گذارد آسایش خاطر خانواده ‌ های آنان را نیز فراهم می ‌ کند. زیرا خانواده ­ ها اطمینان دارند جوانان ­ شان در کنار اساتید فرهیخته ‌ ای هستند و می ‌ توانند مشکلات خود را با او در میان گذاشته و از همفکری و تبادل ‌ نظر با او بهره ‌ مند شوند.

  شکست عاطفی، اعتیاد، افسردگی، احساس گناه، انزواطلبی و سرزنش خود از مسایل بسیار شایع در بین جوانان امروز است که سبب بروز اقداماتی از قبیل انتقام ‌ گیری، رسوایی و تخریب طرف مخاطب، جایگزینی رابطه ‌ های متعدد و یا خودکشی می ‌ شود و این چالشها جزء مسائلی است که استاد بعنوان خط مقدم در جبهه مقابله می­تواند پررنگتر ایفای نقش نماید. حتی یک گفتگوی کوتاه استاد با دانشجو سبب احساس ارزشمندی در دانشجویان می ‌ شود و اساتید گاهی با بیان یک یا دو جمله می ‌ توانند بسیار موثر باشند. گاهی دانشجو به لحاظ مسائل مختلف به استاد خود اعتماد نمی­کند و برخی اساتید نیز برقراری رابطه دوستانه با دانشجویان را در شان خود نمی­دانند و در این زمینه مجالی به دانشجو نمی­دهند(البته بسیار اندک هستند). برخی از اساتید بدون درک مشکلات عاطفی دانشجویان تنها به تکرار مکررات و ارائه مطالب درسی اکتفا می­کنند. بطوری که چنین وانمود می­شود،‌ یادگیری دانشجو برای آنها چندان اهمیتی ندارد.

  اگر استاد شناخت کافی از دانشجو نداشته باشد در انتقال درسی موفق نخواهد بود. همانطور که اگر دانشجو نسبت به استاد اعتماد کافی نداشته باشد اهداف تحصیلی او محقق نخواهد شد.

  برخی از اساتید با سخت­گیریهای جلسه اول و نشان دادن ابهت خود، ‌به دانشجویان فرصتی برای برقراری ارتباط نمی­دهند. بطوری که برخی دانشجویان حتی از رفع اشکالات درسی خود نیز صرفنظر می­نمایند.

  ایجاد رابطه خوب بین استاد و دانشجو یک مهارت است که طرفین باید این مهارت را کسب کنند. در غیر اینصورت رابطه­ای بوجود نمی­آید و یا رابطه­ای بسیار ضعیف ایجاد خواهد شد که عواقب خاص خود را دارد.

  اولویت نمره محوری و یادگیری محوری یکی از دلایل برقرار نشدن این ارتباط است.

  اگر هدف دانشجو فقط کسب نمرات بالاتر باشد و یادگیری چندان نقشی نداشته باشد، نتیجه آن حفظ کردن مطالب درسی است که این هدف بدون حضور استاد و تنها با خواندن و حفظ کردن هم محقق خواهد شد. در شکل­گیری رابطه استاد و دانشجو، نقش استاد را میتوان در چهار محور زیر مشخص کرد:

  در نقش یک مربی : با ارائه راهنمایی، ‌مسیر را نشان می­دهد.

  در نقش یک بسترساز و تسهیل­کننده امور : فرصت بدست آوردن تجربه­های جدید و استفاده از مهارتها را برای دانشجو فراهم می­آورد.

  در نقش یک مشاور دلسوز و مهربان: مانند پدری مهربان، مشاوره صحیح و دلسوزانه می­دهد و بطور فعال به رفع مشکلاتی که از دستش برمی­آید می­شود.

  در نقش یک رابط : به ایجاد شبکه­های حرفه­ای کارآمد میان همکارانش،‌ دیگر اساتید و دانشجویان می­پردازد. وظیفه استاد پاسخ دادن به همه سوالات دانشجو نیست بلکه وی با ارائه اطلاعات، دانشجو را در بدست اوردن مهارتهای لازم در مسیر درست هدایت میکند.

  وظایفی که استاد نسبت به دانشجو دارد شامل اهتمام جهت وصول به مقام والای علمی، ایجاد شوق و دلبستگی به علم و دانش در دانشجویان، مواسات و دلسوزی نسبت به آنها، فروتنی نسبت به شاگردان، تفقد و پیگیری از احوالشان و ... است. البته لازم به ذکر است که وظایف دانشجویان نسبت به اساتید نیز از اهمیت بالایی برخوردار است که جای بحث طولانی دارد.

  اساتید باید فرصت صحبت به دانشجویان بدهند، از آنان بخواهند برنامه ‌ های مدون روزانه داشته باشند، ورزش کنند، مسایل روزمره خود را از بعد شخص سوم بنگرند، به سمت معنویات گرایش پیدا کنند و مشکلات را از شخصیت ‌ شان جدا کنند.

  دانشجوی ما در محیط علمی ضمن این که علم می‌آموزد، می‌تواند خیلی از درس‌های غیر آن علمِ مورد نظر را هم از استاد بیاموزد و فراگیرد. استاد می‌تواند انسانی با شخصیت قوی ساخته و یا یک انسان بی علاقه و بی انگیزه را پرورش دهد.

  به امید آنکه همه ما بتوانیم در این راه گامی موثر برداریم.